عقاب قلۀ جانم، به حبس تن برگردبه دست های خالی این روح بی وطن برگردقدم به دیدۀ اردیبهشت جان بگذاربرای رویش این باغ بی چمن، برگردصدای رجعت یوسف به صبح کنعان باششفای دیده ی پیری، به پیرهن برگرداسیر لحظۀ تکرار بغض نام توأم پر از سکوت شعر محالم، تو با سخن برگردستاره باش، میان غزل بیا و بتابصدای شعر، به آغوش انجمن برگردخلیل باش و به هنگام ذبح اسماعیلچو برق خنجر بُرّانِ بت شکن برگرد «توئی که لحظۀ رفتن شکستنم دیدیبرای دیدن ویرانه های من برگرد»امین کردبچه چنگی۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۰۷:۴۰|+| نوشته شده توسط
امین کردبچه چنگی در یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
|
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان
داشتم تو خیال سرسبزتاز نگاهت ستاره میچیدماون قَدَر مست شعر بودم کهجز چشات هیچی نمیدیدمقصهامون روزگار خوبی داشتتا تو آغوش دل رها بودیمن پر از شعرهای سرخ و سفیدتو عروس ترانهها بودیزندگی سبز بود تا بودیمثل اردیبهشت اومدنتپر عطر خوش همآغوشیروی بال ترانه پر زدنتتا صدات تو ترانههام میگشتجای پای چشات محکم بودموج موهات تا غزل میگفتشب تاریک شعر، روشن بودتنم از تشنگی که پر می شدخواستنت رو لبام سر میرفتوقت بوسیدن خیال لباتکار از دست شعر، در میرفتزیر آوار تلخ تشنگیامدو تا دریاچۀ تو چشات داشتمخندههات تا تو شعر میگشتنمن براشون نشونه میذاشتمخوابم آشفته و پریشون شدبی هوا، تو هوات جا موندمروحم از روی تخت سر میرفتهمۀ شعرهامو سوزوندمتو پریشونیای خواستن توهمۀ زندگیمو دادم رفتبا خیال خوش همآغوشیترو تب شونههات خوابم رفتباز عطر تن تو میپیچیدتوی رویای برفی شب دشتدستهای نجیب و مغرورتتو پریشونی موهام میگشتدود سوزوندن خیال چشاتریههامو پر از هوای تو کردخسخس سینۀ پریشونمتوی هر واژه داد زد: برگردخلوتم تا به بودنت خو کردکسی از پشت بغض واژه رسیدباد پائیزی دو تا دستاشتو رو از شاخههای دل میچیدروبرو برزخ پریشونیمپشتسر شعرهای تبدارمتو پر از اشتیاق رفتن و من...غرق دریای شعر بیمارمتو سراسر جنون آرامشمن لب مرز مستی چشماتگرههات که یکی یکی وا شدگم شدم لابهلای موج موهاترفتی شعرهام ویرون شدرفتی و زندگی ادامه نداشتکاش دستی سکوت دیوارِبین آغوشمونو بر میداشتامین کردبچه چنگی15 اردیبهشت 140102:30|+| نوشته شده توسط
امین کردبچه چنگی در پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۱
|
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان